X
تبلیغات
بشنو از نی... - هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید!
اسرار ماورا’ - اخبارکوانتوم - عرفان و ادبیات عرفانی




هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید!


 آرامگاه عارف نامی شیخ ابوالحسن خرقانی در روستای قلعه نو خرقان

ودر نزدیکی آرامگاه   سلطان العارفین بایزید بسطامی ، شیخ حسن جوری

و ابن یمین فرومدی واقع شده است.   (۲۴ کیلومتری شمال شاهرود) 

 از چندی قبل مسئولین گردشگری شهر قارص ترکیه با بهره‌گیری از بقعه و مسجدی منسوب

به  شیخ  ابوالحسن خرقانی  و نیز بر مبنای تلاش‌های اخیر دولت ترکیه  برای   توسعه زیر

ساخت‌های گردشگری در این کشور، بعد از قونیه به منظور تبدیل شدن به یک مقصد فرهنگی

در آناتولی برای گردشگران ایرانی است . در گذشته نام بایزید بسطامى و ابوالحسن خرقانى

را همه‏ى مسلمانان و مرتبطین با معارف اسلام ولو غیرمسلمان شنیده‏اید .

 البته امثال بایزید و ابوالحسن خرقانى را با  مدعیان صوفیگرى نباید اشتباه کرد .

  آنها داستان دیگرى دارند و ماجرا و سخن دیگرى.

بنای آرامگاه از آجر است و در سال ۱۳۵۲ توسط انجمن آثار ملی بنا شده است .

در جوار این آرامگاه مسجدی از دوره ایلخانی بوده که مطابق نوشته برخی از مؤلفین  دارای

گنبدی مخروطی شکل و آراسته به کاشی‌های زیبا بوده است و در حال حاضر  تنها محراب

آن باقی مانده که بر خلاف مساجد دیگر منطقه رو به غرب است و دارای  خطوطی فارسی

از بیانات شیخ که می گوید :

« قبله پنج است  کعبه  قبله مومنانست 

بیت المعمور قبله  فرشتگان

عرش قبله دعاگویان 

حق  قبله جوانمردان

و اما  دل قبله خاصان است »

گفتار و کردار این عارف کیهان گرای ایرانی که در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل  قرن پنجم

هجری در روستای خرقان (قلعه نو خرقان) شاهرود میزیسته است. در طی گذشت نزدیک

به یکهزار سال همواره مورد توجه و دقت و مطالعه و سرمشق عارفان و شاعران و متفکران

و محققان بوده است.

وی در سال ۳۵۱ یا ۳۵۲ هجری در روستای خرقان شاهرود متولد شده و  در روز سه شنبه

دهم محرم (عاشورا) سال ۴۲۵ هجری در هفتاد و سه سالگی  در همان قصبه خرقان جهان

را بدرود گفته است. مشهور است که علاوه بر هم  شهری وی یعنی بایزید بسطامی عارف

بزرگوار و عالی مرتبه قرن دوم و سوم هجری که شیخ و مقتدای حال جذبه و تفکر او بوده است،

مانند عارف معروف معاصر خود شیخ ابوسعید ابوالخیر خرقه ارشاد و طریقت از شیخ

ابوالعباس احمد بن محمد عبدالکریم قصاب آملی داشته است در منقولات و حکایات باقی مانده،

آمده است که شیخ ابوسعید ابوالخیر عارف مشهور و  ابوعلی سینا فیلسوف نامی و

ناصر خسرو قبادیانی علوی، شاعر و متفکر ایرانی که معاصر شیخ ابوالحسن خرقانی بوده اند

به خرقان رفته و با وی صحبت داشته و مقام  معنوی او را ستوده اند .

و نیز گفته اند که سلطان محمود غزنوی پادشاه مقتدر بدیدار  شیخ ابوالحسن خرقانی رفته و از وی کسب فیض کرده و نصیحت خواسته است.

از شاگردان ممتاز و مشهور شیخ ابوالحسن خرقانی، خواجه عبدالله انصاری  عارف قرن پنجم

هجری است که سالها در خرقان زیسته و از انفاس پر برکت شیخ  ابوالحسن خرقانی کسب

فیض و معلومات کرده است.

در مورد ارتباط معنوی بایزید  بسطامی عارف قرن دوم و سوم هجری با شیخ ابوالحسن خرقانی

که از وفات بایزید  ۲۳۴ هجری تا تولد شیخ ابوالحسن ۳۵۱ یا ۳۵۲ هجری، یکصد و هفده یا

هیجده سال  فاصله است مطالب زیادی در آثار نویسندگان و محققان به ویژه عارفان قرنهای

بعد  آمده است، که قابل توجه و تأمل می باشد از سلطان العارفین بایزید بسطامی نقل

کرده اند که هرسال یک باربه رباط دهستان  می آمد و بر فراز تلی می ایستاد و همانند

کسی که بوی خوشی استشمام نماید نفس می کشید .

چون علت را از وی پرسیدند گفت: 

زین سو بوی یاری می رسد... ......   کندراین ده شهریاری می رسد

بعد چندین سال میزاید شهی....... ...... می زند بر آسمان ها خرگهی

رویش از گلزار حق گلگون بود.... .از من او ، اندر مقام افزون بود

چیست نامش گفت نامش بوالحسن... حلیه اش را گفت و ابرو و ذقن

قد او و رنگ او و شکل او......... .یک به یک راگفت از گیسو و رو

شیخ فریدالدین عطار درباره شیخ ابوالحسن خرقانی چنین می نویسد :

 آن آفتاب الهی ، آن آسمان نامتناهی قطب زمان ابوالحسن خرقانی پیشوای  اهل طریقت

و راهنمای سالکان راه حقیقت در درگاه حضرت عزت آشنایی عظیم داشت.

شیخ ابوالحسن خرقانی بر سر در خانقاه خود نوشته بود:

« هر کس که در این سرا درآید ،  نانش دهید   و از ایمانش مپرسید چه آنکس که بدرگاه

باری تعالی به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد»

  از دیگر سخنان والای شیخ ابوالحسن خرقانی که برگزیده ایم اینهاست:


 - الهی! خلق تو شکر نعمتهای تو کنند - من شکر بودن تو کنم؛ نعمت، بودن توست .

- عالم بامداد برخیزد طلب زیادتی علم کند ، و زاهد طلب زیادتی زهد کند و ابوالحسن

-  در بند آن بود که سروری به دل برادری رساند..

- کاشکی عقوبت همه خلق، مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید.

 - بهترین چیزها دلیست که در وی هیچ بدی نباشد.

او براستی مرید و شاگرد روحانی سلطان العارفین بایزید بسطامی است .

جلال الدین محمد بلخی مولوی عارف بزرگ قرن هفتم هجری، در دفتر  چهارم مثنوی،

نظریه و گفتار شیخ ابوالحسن خرقانی را درباره پیش بینی جزئیات  وجود و ظهور خود

توسط بایزید بسطامی در یکصد و تقریبا بیست سال چنین سروده است  :


هـمچـنـان آمـد کـه او فـرمـوده بـود          بـوالـحـسـن از مـردمـان آن را شـنـود

حـسـن    بـاشـد   مـریـد   و   امتم            درس گـیـرد هـر صـبـاح  از تـربــتــــم

گفت: من  هم  نیز خوابش دیده ام             وز روان  شـیـخ  ایـــــن بـشـنـیـده ام

هر صباحی رو نـهـادی سوی گور              ایـسـتـادی  تـا ضـحـی  انـدر حـضـــور

یـا مـثـال  شـیـخ  پـیـشش   آمـدی                     یا که بی گفتی شکالش حل شدی

تـا یـکـی روزی بـیامـد بـا سـعـود                 گـورهـا را بـرف نـو پـوشـیـده بـــــود

تـوی بـر تـو بـرفـهـا همچون علم                     قـبه قـبه دید و شـد جـانـش بـغـــم

بـانگش  آمد  از حظیره شیخ حی                            هـا انـا ادعـوک کـی تـسـعی

الی هین بیا این سو، بر آوازم شتاب            عـالم از برف است روی از من متاب

حال او زآن روز شد خوب و بدید                   آن عجایـب را کـه اول مــــی شـنید


دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی با ابو علی سینا

درباره ملاقات شیخ ابوالحسن خرقانی عارف و ابو علی سینا فیلسوف و طبیب مشهور

 داستانها در کتابها آورده اند ؛ اگر جزئیات این دیدار درست نباشد ؛ با در نظر گرفتن 

وقایع تاریخی و خط سیر حرکت ابوعلی سینا از گرگانج به جرجان (گرگان) که از  طریق

طوس و نیشابور و جاجرم و سرحد کومش انجام گرفته ، وقوع این ملاقات  مهم تاریخی

قطعی است .

شیخ فرید الدین عطار نیشابوری درباره ملاقات شیخ  ابوالحسن خرقانی و شیخ الرئیس ابوعلی

سینا چنین نوشته است:  نقلست که بوعلی سینا به آوازهً شیخ عزم خرقان کرد، چون به وثاق

شیخ آمد ، شیخ به هیزم رفته بود. پرسید که شیخ کجاست؟ زنش گفت : آن زندیق کذاب را

 چه کنی؟همچنین بسیار جفا گفت شیخ را ، که زنش منکر او بودی ، حالش چه بودی !

بوعلی عزم صحرا کرد تا شیخ را بیند ، شیخ را دید که همی آمد و خرواری درمنه بر  شیری نهاده ،

بوعلی از دست برفت ، گفت: شیخا این چه حالتست؟

گفت: آری تا  ما بار چنان "ماده"گرگی نکشیم "یعنی زن" شیری بار ما نکشد .

پس بوثاق باز آمد ، بوعلی بنشست و سخن آغاز کرد و بسی گفت، شیخ پاره ای گل در

آب کرده بود تا  دیواری عمارت کند،دلش بگرفت، برخاست و گفت مرا معذور دار که این دیوار

  را عمارت می باید کرد،و بر سر دیوار شد، ناگاه تبر از دستش بیفتاد، بوعلی  برخاست تا

آن تبر بدستش باز دهد،پیش از آنکه بوعلی آنجا رسید آن تبر برخاست  و بدست شیخ باز شد.

بوعلی یکبارگی اینجا از دست برفت و تصدیقی عظیم بدین حدیثش پدید آمد

تا بعد از آن طریقت به فلسفه کشید، چنانکه معلوم هست.

سلطان محمود غزنوی در خانقاه شیخ ابوالحسن خرقانی

بطوریکه نوشته اند سلطان محمود غزنوی در سفری که به تسخیر شهرهای دیلمیان» منجر گردید

(420 هجری) چند روزی در ولایت قومس «کومش» توقف کرده.

دیدار ابو سعید ابوالخیر با شیخ ابوالحسن خرقانی وی با شیخ ابوالحسن خرقانی در قصبه خرقان

بسطام ملاقات نموده است شیخ ابوسعید ابوالخیر عارف و شاعر مبتکر رباعیات عرفانی است.

بارها به خرقان سفر کرده و با شیخ ابوالحسن صحبت داشته است که ماجرای آنها درکتاب نورالعلوم

و اسرار التوحید و تذکرةالاولیاء آمده است . 

شیخ ابوسعید ابوالخیر گفته است: من خشت بودم چون به خرقان: رسیدم، گوهر بازگشتم!

خواجه عبدالله انصاری شاگرد و مرید ممتاز شیخ ابوالحسن خرقانی خواجه عبدالله انصاری

"پیر هرات" عارف بزرگ قرن پنجم هجری و گوینده رسائل مقالات و مناجات های خوش آهنگ

و دلنشین و سوزناک و سراپا هنر عرفانی از شاگردان و مریدان خاص شیخ ابوالحسن خرقانی

بوده است. وی سالها در خرقان بسر برده و در خانقاه خرقان از محضر پر برکت شیخ ابوالحسن

خرقانی کسب فیض کرده تا بسر حد کمالات معنوی نائل شده است. 


 چنانکه خود گفته است:  حقیقت مشایخ من در حدیث و علم و شریعت بسیارند.

اما پیر من در تصوف و  شیخ ابوالحسن خرقانی است و اگر او را ندیدمی کجا حقیقت دانستمی!


خواجه عبدالله انصاری در مناجات و مقالات خود درباره درک فیض  از مکتب شیخ بزرگ خرقان

چنین آورده است: عبدالله مردی بود بیابانی، میرفت بطلب آب زندگانی، ناگاه رسید به  شیخ ابوالحسن

خرقانی، دید چشمهً آب زندگانی، چندان خورد که از خود گشت فانی،

که نه عبدالله ماند و نه شیخ ابوالحسن خرقانی، 

اگر چیزی میدانی من گنجی بودم نهانی، کلید او شیخ ابوالحسن خرقانی خرقانی ،


ابوالحسن خرقانی از شخصیت های عرفانی ایران است که از دیرباز  نظر محققان اروپایی

را به خود جلب کرده است و تا کنون چند تن از جمله آربری ، اسپنسر تریمینگهام ، ، ریتر ،

لوژی یه دوبورکوی ، ماسینیون و نیکلسون به تفصیل یا اجماع درباره او قلم زده اند و 

خانم کریستین تورتل محقق فرانسوی در خصوص شیخ ابوالحسن کتابی تألیف  نموده که

گوشه ای از تاریخ اجتماعی عرفانی این مرز و بوم را روشن می نماید.

نوشته شده توسط فریبرز فتاحی در ساعت 9:8 PM | لینک  | 
 

*********************