باری به آتش عشق بسوز!

چون نهاد وکالبد را به آتش دادم نوبت به دل رسید!
از من دل خواست
گفتم تو را در بازم و باک ندارم!
ندا آمد،دل را یله کن که دل نه آن توست و در تصرف تو!
دل در قبضه و تصرف ما است!
اگر دل را به ناچار باید سوخت،دریغ باشد که بدین آتش بسوزی،
پس باری به آتش عشق بسوز!
****
دل را تو به ناز عاشقی بریان کن
و آنگاه نظر ز دل بسوی جان کن
گر آنکه به راه پیشت آید معشوق
این جمله به پیش پای او قربان کن!
از تفسیر ادبی عرفانی قران اثر خواجه عبدالله انصاری
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 7:4 PM توسط فریبرز فتاحی
|
عشق تو منادیی به عالم در داد