عرفان و اندیشه های اریایی
وداها


در اواسط هزاره دوم قبل از میلاد و در آن هنگام که مردمی بلند قامت و سفید چهره
که خود را آریایی می نامیدند از دامان کوهها و سلسله جبال هندوکش گذشتند و
از شمال غرب وارد سرزمین هند شدند با مردمی سیاه چرده و با موهای مجعد برخورد
کردند که اعقابشان به نام دراویدیان هم اکنون هم در نیمه جنوبی شبه جزیره فراوانند .
دین این مردم بومی به شکل پرستش جانگرایانه و توتمی ارواح
بیشماری بود که در سنگ ٬ جانور ، درخت ٬ رود ٬ کوه و ستاره خانه داشتند .
آنها برای هر چیز مهمی جایگاهی خدایی قائل بودند و نامی خاص برای آن
برگزیده بودند . برای مثال ناگه ( اژدها خدا ) ، هنومن ( میمون خدا ) نندی
(نره گاو آسمانی ) ویشکته ها ( درخت خدایان ) و ... در دین آن مردم بومی جای داشتند .
از سویی دیگر کهنترین خدایان وداها نیروها و عناصر خود طبیعت مثل آسمان
و خورشید و زمین و آتش و نور و باد و آب و جنسیت بودند که هر کدام نام خاصی
داشتند و جنسیت خاصی .

برای مثال ورونه ٬ خدای آسمان ، در نقش پدر بود و پریتیوی ٬ خدای زمین در
نقش مادر و آنها معتقد بودند که گیاهان ثمره وصل این دو خدا هستند که از طریق
پرجنیه یا خدای باران پدید می آیند .
در منابع مختلف میان اینکه دین ودایی دین بومی ساکنان هندی بوده است و یا
دینی بوده که توسط آریاییها به هند برده شده است و یا دینی بوده است که
پس از حضور آریاییها در سرزمین هند پدیدار گشته است اختلاف نظر وجود
دارد ، این مبحث خود موضوعی جالب و خواندنی است که در حد حوصله این
مقال به آن می پردازیم :
برای مثال سی بل شاتوک از دین شناسان بزرگ و نویسنده کتاب دین هندو
( ترجمه حسن افشار ، نشر مرکز ، 1381 ) معتقد است که هندو اروپاییان
( قوم ارویایی مذکور ) قوم دامدار و خانه به دوشی (با زندگی عشایری)بودند و سنت های
دینی خود را با خود حمل می کردند ، از این رو هنگامی که به هند رفتند ، زبان مقدسشان
سانسکریت ، اعتقاداتشان به خدایان ، مراسم قربانیشان برای آتش و ساختار
اجتماعی طبقاتی خود را نیز بردند .
همان دانشمند می گوید که متون سانسکریت هندو اروپایی موسوم به وداها
کهن ترین سروده های دینی در هندوستانند .
اما جان بایر ناس از مورخین بزرگ در کتاب تاریخ جامع ادیان خود
( ترجمه علی اصغر حکمت ، انتشارات علمی فرهنگی ، 1386 ) می گوید
گروه پیشاهنگ از مهاجرین آریایی با سکنه بومی هند مشغول مجادله و تنازع
بودند و نهایتا سواحل شعب هفتگانه سرچشمه های رود سند تحت استیلای
آنها در می آید و اندک اندک طبقات جدیدی در میان جامعه ایشان به ظهور
می رسد و در طی سالیان به قبایل متعدد تقسیم می شوند و هر قبیله صاحب
رئیسی می شود که آن را راجه می گفتند و جالب آن است که در آن موقع هم
مقام این فرمانروا از پدر به پسر منتقل می شده است .کم کم دایره قدرت این
راجه ها فزونی یافت و صنف های جدید سپاهی و روحانی در دایره قدرتشان
شکل گرفت . جالب آنکه به پدر یا رئیس خانواده پیتار می گفتند ( به هم ریشه بودن
آن با پاتر لاتینی ، واتر آلمانی ، فادر انگلیسی و پدر فارسی دقت کنید ) و جالب تر
آنکه به همسر و زوجه رئیس خاندان ماتار می گفتند که باز با ماتر لاتین ،
موتر آلمانی و مادر انگلیسی و مادر فارسی هم ریشه است و مشابه .
بایر ناس در ادامه می گوید :
در مسیر رشد مادی این قوم جدید در سرزمین هیجان انگیز و رویایی هند قوه
تصور و اندیشه آنان نیز در جنبش و حرکت بود و از این رو طولی نکشید که
افسانه ها و حکایات شفاهی ٬ کم کم به صور و اشکال گوناگون در آمد و داستانها ی
قومی و حماسه ها و رزمنامه ها به سرعت پدید آمد و همزمان با این تحولات
از باطن روح روحانیان نیز یک سلسله اوراد و ادعیه به صورت ترتیلات و
سرودهای دینی تراوش کرد و به این ترتیب بود که نخستین و قدیمیترین کتب
مقدس هند یعنی وداها متولد شد .
و ویل دورانت در کتاب مشهور تاریخ تمدن خود معتقد است که این دین ،
یعنی دین ودایی دین بومیان ساکن خود هند بوده است .
به هر حال مهم تر از مبداء پیدایش و خاستگاه دین ودایی این موضوع حائز
اهمیت است که امروز ما دینی تحت عنوان دین ودایی را به عنوان قدیمیترین
دین هندوان که از قبل از ادیان بزرگ هندو، برهمایی ، بودایی و ... وجود داشته
است می شناسیم و از وجود آن آگاهی داریم .
به اعتقاد بایرناس سراسر اطلاعات ما در مورد مذهب ودایی از کتب کهنسال
چهارگانه آنها یعنی :
ریگ ودا یا دانش سرودهای ستایش ،
سامه ودا یا دانش آهنگها ،
یجور ودا یا علم اوراد قربانی
و اتروه ودا یا علم اوراد سحر
اقتباس می شود که در ادامه به شرح آنها خواهیم پرداخت .
اما پیش از آنکه به توضیح ودا ها به صورت جدا گانه بپردازیم ذکر چند نکته ضروری است :
* در ابتدا باید بگوییم که کلمه ودا به معنی علم ، دانش و یا معرفت است و در
زبان آریایی ریشه کهن دارد .

* تاریخگذاری دقیق متنها دشوار است ، اما محققان حدس می زنند که این کتب
1500 تا 600 سال قبل از میلاد حضرت مسیح سروده شده اند .
* در وداها هیچ اشاره ای در کار نیست که نشان دهد مولفان واقعی آنها با خط
نویسی آشنا بوده اند . در قرن هشتم یا نهم قبل از میلاد بوده که بازرگانان هندی
که احتمالا دراویدی بوده اند یک خط سامی را که به خط فینیقیها شباهت داشت از
آسیای باختر به هند آوردند و همه الفبای بعدی هند از این خط که هندیان آن را خط
برهما می نامند مشتق شده است .
در واقع می خواهیم بگوییم که وداها سالها به همان شیوه های کهن انتقال
سینه به سینه و از برخواندن و به حافظه سپردن منتقل شده است و این در
حالی است که احتمال میرود حداقل در دوره هایی از حضور وداها خط نویسی
هم وجود داشته است اما مورد استفاده قرار نگرفته است و در واقع بی خبری های
ما از سپیده دم هند از همین بی اعتنایی به خط نویسی بوده است .
* چهار ودای مذکور ، باقیمانده انبوهی از وداهایی هستند که تا امروز باقی مانده اند .
ویل دورانت معتقد است که هر یک از این چهار ودا خود به چهار بخش تقسیم می شوند که
عبارتند از :
منتره ها یا سرودها -
برهمنه ها یا جنگ آیینها و نمازها و افسونهای برهمنان -
آرنیکه ها یا نصوص جنگلی برای زاهدان جنگل نشین و
اوپانیشادها که گفتگوی پنهان است برای فیلسوفان .
اما بایر ناس برهمنه ها و اوپانیشادها را جزء مذهب ودایی اولیه نمی داند .
به طور کلی بایر ناس چیز دیگری می گوید :
برای مثال او معتقد است ریگ ودا به معنای قطعات حمد و ستایش است و هر
قطعه آن را به هندی قدیم منتره می گویند .
ریگ ودا مجموعه ای است از اشعار مذهبی که از ده مجلد تشکیل شده ، متضمن
بیش از هزار سرود است و شگفتیهای فراوانی را به ما نشان می دهد .

شگفتیهای که بسیاری از آنها از نظر من بوی آب می دهند و پاکی و عشق و ایمان ،
بوی انسانهایی که در هزاران سال پیش در حد فهم خود می خواسته اند زیبا زندگی کنند و ...
عشق تو منادیی به عالم در داد