خلایق من همان نور بسیطم****که در اجزای اجرامی نهانم!
امروز با شمس مشرقی
![]()

این ابیات برگرفته از دیوان غزلیات شمس میباشد.
قلبل ذکر است شمس مشرقی با شمس الدین تبریزی دو شخصیت کاملا مجزا میباشند.
علت درج ابیات این شاعر پارسی گو در دیوان غزلیات شمس اشتباهیست که
گرد اورندگان این اثر گرانقدر در زمان جمع آوری ابیات مرتکب میشوند
و بر این اساس هر شعری که با تخلص شمس به اتمام رسیده را منسوب به
حضرت مولانا میدانند.در صورتی که هم به لحاظ سبک و وزن شعر و هم به دلیل
درون مایه و معانی شعر و دیدگاه شاعر تفاوتهای قابل توجهی دیده میشود.
*************************
من آن سیمرغ عرشی آشیانم که در جسم جهان چون جان نهانم
من آن مرغم که در دام تو بودم همانم من، همانم من، همانم
بیا یک جرعه از خضردلم ریز دل از ظلمات حیوان وارهانم
چرا پر بسته در ملک اوفتادم؟ که از مرغان عرشی آشیانم
ورای این بیانم من همان کزین هر دو نبیند کس نشانم
خلایق من همان نور بسیطم که در اجزای اجرامی نهانم!
ندانم تا چه کرد او با دل من که من دل را زگل اکنون ندانم
جهان از من پر و من خالی از او در این صورت مگر جان جهانم
گهی در ظلمت تن ناپدیدم گهی در دیده اعیان عیانم
تعالی الله نمی دانم چه چیزم مگر من شمس ملک جاودانم
" شمس مشرقی"
عشق تو منادیی به عالم در داد