نماز عشق

شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود،
و مجنون بی غرض از میان او وسجاده اش گذر کرد .
مرد نماز خودرا قطع کرد وبه خشم آمد،پس فریادی برآورد که:
چرا میان من و خدایم فاصله انداختی ؟
مجنون به خود آمد و گفت : مرا خرده مگیر! زیرا که عاشق لیلی هستم و مدهوش او،
زین سبب تو را ندیدم ،
راستی! تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ...!!
+ نوشته شده در شنبه ششم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 8:58 PM توسط فریبرز فتاحی
|
عشق تو منادیی به عالم در داد